[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره پایگاه :: جستجو :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
معرفی عباس داورمنش::
آثار و تالیفات::
برقراری ارتباط::
تسهیلات پایگاه::
کلینیک نیماه ::
پیوندها::
همکاران::
کنگره ها و همایش ها::
::
کلینیک نیماه

AWT IMAGE

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
آخرین مطالب بخش
:: فرزند نوجوان و تحصیل
:: مرکز مشاوره نیماه ده ساله شد
:: بیش فعالی در کودک
:: کودکان و ترس
:: مسئولیت پذیری
:: هدفمند شدن یارانه ها و مشکلات افراد با ناتوانی ذهنی
:: سارای لجباز
:: دردسر هوش پرهام
:: رنج بی پایان شهرام
:: نقش استثنائی بودن فرزند برارتباط های اجتماعی خانواده
:: راز پوریا
:: مقدمه‌ای بر اصول توان‌بخشی معلولان
:: دغدغه‌های مادرانه
:: معما
:: کودک و مرگ عزیز
:: اثرات معلولیت ذهنی فرزند بر خانواده (خلاصه یک تحقیق)
:: کودک و سوالات کودکانه اش
:: کودک و دروغ
:: نفرین شده
:: خسوف
..
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
..
:: کودک و سوالات کودکانه اش ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۲/۵/۲ | 

 کودک و سوالات کودکانه اش

AWT IMAGE

 اگه میدونستم بچه داری آنقدر سخته ، دور از جون غلط می کردم بچه بیارم ، راسی راسی پشیمونم .

بسیار آشفته و کلافه بود . با عصبانیت روی مبل قرار گرفت . پسر کوچولویش هم به نحوی دیگر آشفته و کلافه بنظر می رسید . خیلی آرام اول نگاهی به من کرد و بعد قدم زنان به وارسی گوشه کنار اطاق پرداخت . جلوی قفسه کتابها ایستاد و با دست اشاره کرد .
 -این چیه ؟
 -اینا کتابن .
 -میدونم اینا کتابن . کتاب چی اند ؟
 -کتاب روان شناسی .
 -کتاب روان شناسی چیه ؟
 مادرش در سکوت از خشم و خجالت به خودش می پیچید .
 از کشوی میزم یک شکلات به کودک تعارف کردم .
 اگه اجازه بدی اول با مامانت صحبت کنم اونوقت قول می دهم به تمام سوالات تو هم جواب بدهم .
 شکلات را گرفت و خیلی مطیع و آرام روی یکی از مبل ها نشست و مشغول باز کردن و خوردن آن شد.
 -بهتر نیست آرش بیرون بنشینه ؟
 -نه به هیچ وجه .
 -نمیدونم در چه مورد میخواین صحبت کنین که فکر می کنین در غیاب آرش باید مطرح بشه .
 -اما اگر قرار بود درغیابش صحبت کنین بهتر بود تنها میامدین ، اما الان که او اینجاست ، حرف زدن من و شما درغیاب او درحالی که می داند درمورد او دارد صحبت می شود موجب نگرانی شدید او می شود. بنابراین مشکلتان را مطرح کنید . اگر لازم شد از او درخواست خواهیم کرد که به اطاق مجاور برود که البته حدس می زنم ضرورتی ندارد و بهتر است بسیاری از مسایل کودک به زبانی ساده و خودمانی درحضور خود او مطرح شود . آرش کنجکاوانه و با دقت به حرفهای من توجه می کرد .
  مشخصات پرونده ، مادر آرش را فریده – م بیست و نه ساله با تحصیلات کارشناسی دررشته هتل داری ، درحال حاضر خانه دار که در گذشته شاغل بوده معرفی میکرد . شوهر ایشان آقای جواد – ر سی و پنج ساله با تحصیلات در حد فوق دیپلم نساجی و گرداننده چند رستوران زنجیره ای مشهور در سطح تهران . شش از زندگی زناشویی آنان به خوبی و با عشق طی شده بود و آرش تنها فرزند و تنها محصول عشق آن دو به حساب می آمد . علت مراجعه خستگی مفرط مادر از اذیت و آزار آرش گزارش شده بود .
  چند لحظه بعد آرش جای خود را عوض کرد و به آغوش مادر پناه برد ، و مادر نیز عاشقانه او را دربغل گرفت و کنار خود جا داد . خودم را منتظر شنیدن حرفهای مادر نشان دادم .
  -با کمی شرم و دو دلی : به خدا عاشقانه دوستش دارم ، اما از دست فضولیاش و پرسیدن های پشت سرهم گاهی اوقات دلم می خواد سرم رو به دیوار بکوبم .
  -سوال های مکرر آرش شما را کلافه می کند .
  -بله ، خیلی هم کلافه . به طوری که می ترسم خدای ناکرده به وقت دستم روش بلند شه . آخه یه چرت و پرت هایی می پرسه که بعضی وقت ها آدم می مونه چی جواب بده . واقعا من که دیگه خسته شدم .
  -مثلا
  -مثلا می پرسد : چرا شما و بابا توی یه رختخواب می خوابین؟ اصلا زن و شوهری چیه ؟ چه طوریه که میگن خدا همه جا هست اما من نمی بینمش ؟ از این جور حرفها .
  -چه سوالات جالبی میکنه . معلومه که پسر باهوشیه .
  -با این حرف من آرش سراپا گوش بنظر رسید و تا حدی از نگرانی درآمد . احساس کردم مواردی مطرح می شود که مصلحت نیست درحضور آرش عنوان گردد . اول سعی کردم جو را آرام کنم .
  -خب دلش می خواد همه چی بدونه . نیست آرش ؟
  آرش سری تکان داد .
  -آره آرش دلش می خواد از همه چی سردربیاره ، اینه که می پرسه . اما شما کسل و خسته این و گاهی اوقات حوصله جواب دادن به همه سوالات آرش رو ندارین . بعد رو کردم به آرش و گفتم : آرش جون روزا چه کار میکنی ؟ یعنی وقتی ا زخواب پا میشی ، بعد با کی بازی میکنی ؟ و ضمن صحبت کردن با آرش زنگ خبر خانم منشی را دوبار متوالی فشار دادم . خانم بزرگی منشی و دستیار دانای من می دانست که با این علامت من باید خیلی آرام و صمیمانه وارد اطاق شده کودک حاضردراطاقم را به بازی با اسباب بازی های بیرون دعوت کند . با دو توپ کوچک رنگی وارد شد و طوری روی آرش اثر گذاشت که به فاصله یک دقیقه آرش از من و مادرش دل کند و برای بازی اسباب بازی ها و خانم بزرگی همراه او از اطاق خارج شد .
  -فریده خانم . موضوع مورد بحث شما از جمله مواردی است که باید بدون آرش تشریف می آوردید تا بتوانیم راحت تر و آزادانه تر مسئله را بشکافیم . توجه داشته باشد که یک کودک به سن پیش دبستانی براساس نتایج تحقیقات حدودا پنج برابر قدرت حرف زدنش توان فهمیدن حرف ها و ایما و اشاره سایرین خصوصا نسبت به خود را دارد .
   -راس میگین . باید نمی آوردمش . اما آخه مگه شما لازم نبود اونو ببینین ؟
  -هم بله هم نه . گاهی واقعا لازم است کودک از نزدیک توسط روانشناس دیده شود . اما دراین مورد یا موارد مشابه این مشکل شاید بهتر باشه که اول مادر آزادانه و درغیاب کودک حرف خود را زده و پاسخ لازم را بشنود و چنانچه احیانا لازم شد درجلسات بعد کودک از نزدیک بررسی شود . ولی خب حالا آوردید و خوشبختانه خانم گرامی ما توانستند جذابیت لازم برای جذب او به خود و یه بازی ایجاد کنند ،و آرش را با خود ببرند .
  - هنوز نگرانم و امیدوارم بخشی از حواسش به جلسه ما و اینکه در مورد او چه گفته و چه شنیده می شود نباشد . بگذریم . …
  -فریده خانم ، اگر آماده بچه دارشدن نبودی چرا بچه دارشدی ؟ بخاطر داشته باش که بچه دارشدن خصوصا برای مادران امروز فقط بچه آوردن نیست .
  -چرا تاکید تون روی مادرای امروزه ؟ مگه با گذشته فرقی هم میکنه ؟
  -البته بافت زندگی در گذشته و نسل های قبل و عموما درجامعه سنتی بافت وشکلی کاملا متفاوت داشت . درخانواده ها سنتی جمعیت حاضر درهر خانواده به شکل گسترده و تعداد بچه ها زیاد بود . فضای خانه آنقدر بود که در بخشی بچه ها با هم بودند . و دربخشی دیگر بزرگترها . بچه دیروز به فراوانی همبازی داشت اما کودک امروز تنها است . نه فضای بازی دارد ، نه همبازی تنها همدم رسمی کودک امروز والدین و خصوصا مادر کودک است که آن هم هرچند عاشق فرزند خود است اما به دلایل مختلف از جمله تکلم … از بعد از این سنین تدریجا رشد روان شناختی کودک آغاز به شکل گیری میکند . کودک هرچه را می بیند و می شنود ویا به هرحال احاس می کند در ذهن خود جا سازی می کند . درهمین دوره تکلم و گفتار به عدد او می آید . اول ” این چیه ” ها شروع می شود و بعدتر ” چرا ” ها به سوالات قبلی افزوده می گردد . تکلم نقشی اساسی در یادگیری کودک دارد . باید به ذهنیت های کودک به گونه ای دوستانه و محتاطانه پاسخ داد .
  -خیلی سخته . پس میگین همه مادرها باید روان شناسی کودک بدونن .
  -البته اگر بدانند که عالی است اما چندان لزومی هم ندارد . کافی است ذهن و آغوش مهربان و پذیرای کودک داشته باشند . نمیدانم تا چه جد با کامپیوتر آشنایی دارید ؟
  -تا حدی
  مغز کودک همانند کامپیوتری است با مخزن حافظه ای بسیار بزرگ اما خالی . این مخزن ها نیازمند پرشدن از اطلاعات مفید است . بنابراین درپرکردن صحیح حافظه آرش دریغ نورزید .
  -عجب !!! راست میگن خیلی شبیه هم هستند . اما مسئله اینجاست که سوالاتش خیلی سخته .
  -دلیل اینکه سوالات آرش بنظرتان سخت می رسد اینست که آنچه او می پرسد براساس ذهنیت خودتان تصور می کنید ، درحالیکه باید در نظر داشته باشید که این سوال به اصطلاح پیچیده را یک پسر بچه چهارساله مطرح کرده ، نه شما . پیشنهاد میکنم در مورد هر سوال اول سوالش را به خودش برگردانید. این روش درخیلی موارد نجات دهنده و سودبخش است .
  -مثلا چه کار کنم ؟ فرض کنید همین سوال او مبنی براینکه ” اصلا زن وشوهری چیه ؟”
  -فکر نکنید حالا باید تمام مسائل موجود درزندگی زناشویی را برایش بازگو کنید . کافی است یک جواب ساده ارائه کنید . جوابی مبتنی بر سن درکی او . اصلا بهتر است جواب سوالش را از خودش بخواهید .
  -چطور؟
  -مثلا درمورد همین سوال از او بپرسید : نظرخودت چیه ؟ مطمئن باشید دراکثر مواقع حدس هایی مبتنی برذهنیت های خود دارد و آنها را ارائه می کند و چنانچه پاسخ معقول و منطقی بوده آنرا تایید او را تحسین نمایید . چنانچه پاسخی نداد یا ندانست که بدهد ، پاسخی ساده اما صحیح به او عرضه نمایید . مثلا در پاسخ همان سوال بگویید ” زن و شوهری یعنی یه خانم و یه آقا که احساس می کنند همدیگر را دوست دارند پیش چند نفر درمقابل قران مجید قسم می خورند که تا آخر عمر با هم باشند . و به اینصورت زن و شوهر می شوند . یا در مورد سوال اول کافی است بگویید این رسمی است که خداوند به آدم ها یاد داده که وقتی با هم زن و شوهر می شوند با هم زندگی کنند و شب ها کنار هم بخوابند . توجه داشته باشید که درپاسخگویی به سوالات فرزندتان به سه نکته باید دقت داشته باشید : اول آن که احتیاط کنید پاسخ شما ابهام و پیچیدگی بیشتر برای فرزندتان ایجاد نکند . پاسخ باید حدالامکان عینی ، ساده و ملموس باشد . دوم آن که پاسخ اشتباه یا دروغ ندهید . پاسخ نباید گول زننده و یا بی ربط باشد چون در آن صورت چنانچه بعدا با پاسخ واقعی سوال خود روبرو شد آن وقت از شما سلب اعتماد کرده دیگر سوالاتش را با شما درمیان نخواهد گذاشت . درآن صورت یا سوال را پس زده با ذهنیت خود ( تخیل ( جوابی برایش می سازد ، و یا فرد دیگری را برای پاسخگویی به سوالات خود انتخاب می کند که بنظر بعید می رسد همانند شما پاسخ های درست و متعهدانه ارائه نماید . سوم آن که از ریشخند ، استهزاء ، سرزنش و دعوا کردن کودک در این مورد که چرا اینگونه سوالات را می پرسد و یا متهم نمودن کودک به اینکه ” این فضولی ها به تو نیامده ” و امثالهم بشدت پرهیز نمایید . کافی است در پاسخ به هر سوال با درنظر گرفتن سن و حد ذهنی او پاسخ ارائه نمایید . چنانچه وقت سوال از شما مناسب نیست و یا حوصله و وقت این کار را درآن لحظه ندارید به آرامی قول پاسخ دادن در وقت مناسب را بدهید . بخاطر داشته باشید مخزن ذهنی کودک نیازمند دریافت پاسخ است ، آنهم پاسخ های صحیح و حدالامکان منطقی .
  -تا کی این سوالا تموم میشه ؟
  -هیچوقت تموم نمیشه . فقط مشکل و محل پرسیدن و کنجکاوی عوض میشه . مثلا ضمن درس خواندن به بسیاری از پاسخ هاش میرسه . بسیاری از والدین برای فرزند سه سال به بالای باهوش خود برنامه های آموزشی تفریحی نظیر یادگرفتن چند زبان مختلف ، یادگرفتن موسیقی ، کامپیوتر و امثال آن برنامه ریزی می کنند . توجه داشته باشید سنین پیش دبستانی قوی ترین دوره یادگیری کودک است .
  -خیلی از توضیحات کامل و خوبتان ممنونم ، خیلی چیزها دستگیرم شده راست میگین . من خیلی کم حوصلگی بخرج می دادم . باید کمی در شیوه برخوردم با آرش تجدید نظر داشته باشم .
  با فشاردادن زنگ من ، خانم بزرگی دستیار محترم دفتر مجددا وارد اطاق شدند . از ایشان خواستم آرش را نزد مادرش بیاورد .خانم بزرگی با خنده گفت : خیلی مشغوله و بنظر نمیرسه بخواد بازیشو رها کنه و بیاد .
  -حواسش که به ما نبود .
  -بنظرنمیومد . اما واقعا پسر باهوش و دل نشینیه . درضمن بازی مرا سوال پیچ کرد .
  رفت و بعد ا زچند لحظه با آرش برگشت .
  -خب حرفاتون رو زدید ؟

 -فریده گفت : آره عزیزم ، مرسی که فرصت دادی که با آقای روانشناس صحبت کنم . راستی پسرم یادته صبح از من چی پرسیدی ؟
  -آرش کمی فکر کرد و گفت : آره . همونی که عصبانی شدی ؟
  -آره عزیزم .
  -آره . پرسیدم چرا شما و بابا توی یه رختخواب می خوابین ؟ حالا میخوای جواب منو بدی ؟
  -آره عزیزم جوابت رو میدم . اما اول به من بگو نظر خودت چیه ؟
  -آرش کمی فکر کرد و گفت : بنظر من باید زن و شوهرا توی یک رختخواب بخوابن تا بقیه بفهمن اونا زن و شوهرن . درسته ؟
  -آفرین پسر باهوشم . منم می خواستم همینو بگم ، کاملا درسته .
  درروزهای بعد فریده خانم آرام تر بودن خود را نسبت به سوال کردن آرش و نیز موقعیت خود را در ارائه پاسخ ها به گونه ساده و منطقی و مبتنی بر ذهنیت آرش گزارش نمود .


  چکیده مطالب:
  درابتدای طفولیت ، از حدود دوسه سالگی که کودک تکلم را آغاز میکند ، سوالاتی از اطرافیان و و الدین می پرسد که پاسخگویی به آن سوالات اهمیت زیادی در رشد ذهنی کودک دارد . ذهن کودک در اصل همانند مخزن حافظه ای قوی اما خالی یک کامپیوتر است که باید به آن برنامه و خوراک اطلاعاتی داد . به سوالات فرزند پاسخ های پیچیده ندهید ، و او را برای پرسیدن سوالاتش استهزاء و سرزنش نکنید . پرداختن صحیح به این ” این چیه ” ها و ” چرا ” ها موجب رشد و تقویت ذهن کودک می گردد .
چه باید بکنیم چه نباید بکنیم
  * حتما باید جواب درست و منطقی عرضه کنیم   * میتوانیم با خوشرویی درابتدا نظر خود کودک را درمورد سوالش جویا شویم و درصورت صحیح بودن پاسخ به تایید آن و تحسین کودک اکتفا کنیم 
   * چنانچه آمادگی و حوصله پاسخگویی در آن وقت را نداریم با خوشرویی قول پاسخگویی در وقت دیگر را به کودک بدهیم 
  * نباید بی حوصلگی بخرج دهیم * نباید کودک را برای سوالاتش استهزاء و سرزنش کنیم 
   * پاسخ هایمان نباید پرت و دروغ باشد 
   * مبنای پاسخگویی های ما نباید ذهنیت های خودمان باشد . بلکه باید حد ذهنیت کودک را در نظر بگیریم .

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 2960 بار   |   دفعات چاپ: 704 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 100 بار   |   0 نظر
پایگاه اینترنتی عباس داورمنش Officail Website of A.Davarmanesh
Persian site map - English site map - Created in 0.052 seconds with 891 queries by yektaweb 3461